عامل موثر بر نرخ ارز


عواملی که بر نرخ ارز تاثیر می‌گذارد به دلایل مختلف برای کشورها مهم هستند. این عوامل می‌توانند بر نحوه تجارت یک کشور با کشور دیگر تأثیر بگذارند. همچنین این عوامل بر میزان پولی که افراد می‌تواند در هنگام مبادله یک ارز با ارز دیگر به دست آورند، تأثیر می‌گذارد. اگرچه درک، بررسی یا حتی پیش‌بینی این عوامل آسان نیست، اما دانستن آنها مفید است، به خصوص اگر به مبادله ارزهای خارجی علاقه مند باشید. 

در این مقاله به 9 عامل موثر بر نرخ ارز اشاره می‌کنیم.

بیایید با مهم‌ترین عامل یعنی تورم شروع کنیم.

 1. تورم

 تورم قدرت خرید نسبی یک ارز در مقایسه با سایر ارزها است.  به عنوان مثال، ممکن است یک واحد ارز برای خرید یک سیب در یک کشور کافی باشد، اما برای خرید همان سیب در کشوری با تورم بالاتر، هزار واحد ارز لازم است. چنین تفاوت‌هایی در تورم پایه و اساس این است که چرا ارزهای مختلف قدرت خرید متفاوتی دارند و در نتیجه نرخ ارز متفاوتی دارند. به این ترتیب، کشورهایی که تورم پایین دارند، معمولاً در مقایسه با کشورهایی که نرخ تورم بالاتری دارند، دارای ارزهای قوی‌تری هستند. در نیمه آخر قرن بیستم، کشورهایی با تورم پایین شامل ژاپن، آلمان و سوئیس بودند، بعدها ایالات متحده و کانادا نیز به تورم پایین دست یافتند.

 2. نرخ بهره

 نرخ بهره به شدت با میزان تورم و ارزش ارز مرتبط است. بانک‌های مرکزی کشورهای مختلف از نرخ بهره برای تعدیل تورم در داخل کشور استفاده می‌کنند. به عنوان مثال، افزایش نرخ‌های بهره، سرمایه خارجی را جذب می‌کند، که منجر به افزایش ارزش ارز محلی می‌شود. با این حال، اگر این نرخ‌ها برای مدت طولانی بیش از حد بالا بمانند، ممکن است تورم به شدت کاهش یابد که این امر می‌تواند منجر به کاهش ارزش پول شود. به این ترتیب، بانک‌های مرکزی باید به طور مداوم نرخ‌های بهره را طبق وضعیت اقتصادی کشور تنظیم کنند.

 3. بدهی عمومی

کشورهایی که دارای کسری بودجه و بدهی عمومی زیادی هستند برای سرمایه گذاران خارجی جذابیت کمتری دارند. اگر بدهی دولت از رشد اقتصادی پیشی بگیرد، می‌تواند با جلوگیری از ورود سرمایه‌گذاری خارجی به کشور، تورم را افزایش دهد. در برخی موارد، دولت ممکن است برای جبران بدهی، پول چاپ کند، اما افزایش عرضه پول ناگزیر باعث تورم می‌شود و ارزش پول کشور را کاهش می‌دهد. علاوه بر این، اگر دولتی نتواند کسری بودجه خود را از طریق فروش اوراق قرضه داخلی و افزایش عرضه پول تامین کند، به ناچار باید به فروش اوراق بهادار  به خارجی‌ها با قیمت کمتر رو بیاورد.

4. ثبات سیاسی

 یک کشور با ثبات سیاسی و عملکرد اقتصادی قوی، سرمایه‌گذاری خارجی بیشتری را جذب می‌کند که به تقویت نرخ ارز کمک می‌کند. برعکس آن نیز صادق است، عدم ثبات سیاسی باعث کاهش ارزش نرخ ارز یک کشور می‌شود، به عنوان مثال، آشفتگی سیاسی می‌تواند باعث از بین رفتن اعتماد به یک ارز و انتقال سرمایه به ارز کشورهای با ثبات‌تر شود. ثبات سیاسی همچنین بر محرک‌های اقتصادی و سیاست‌های مالی تأثیر می‌گذارد، این دو مورد می‌توانند تأثیرات بلندمدتی بر نرخ مبادله ارز داشته باشند. همواره، کشورهایی مانند سوئیس که ثبات سیاسی بالایی دارند، دارای ارزهای قوی‌تر و با ارزش‌تری هستند.

 5. سلامت اقتصادی

 سلامت یا عملکرد اقتصادی روش دیگری برای تعیین نرخ ارز است. به عنوان مثال، کشوری با نرخ بیکاری پایین به این معنی است که شهروندانش پول بیشتری برای خرج کردن دارند که به ایجاد یک اقتصاد قوی‌تر کمک می‌کند. با اقتصاد قوی‌تر، این کشور سرمایه گذاری خارجی بیشتری را جذب می‌کند که به نوبه خود به کاهش تورم و افزایش نرخ ارز کشور کمک خواهد کرد. در اینجا شایان ذکر است که سلامت اقتصادی بیشتر یک اصطلاح فراگیر است که چندین محرک دیگر مانند نرخ بهره، تورم و تراز تجاری را در بر می‌گیرد.

 6. تراز تجاری

 تراز تجاری، تفاوت نسبی بین واردات و صادرات یک کشور است. به عنوان مثال، اگر کشوری تراز تجاری مثبت داشته باشد، به این معنی است که صادرات آن بیشتر از واردات است. در چنین حالتی میزان ورود ارز بیشتر از خروجی است. وقتی این اتفاق می‌افتد، ذخایر ارز خارجی یک کشور رشد می‌کند و به کاهش نرخ بهره کمک می‌کند، که منجر به رشد اقتصادی می‌شود و نرخ ارز محلی را تقویت می‌کند.

 7. کسری حساب جاری

 کسری حساب جاری ارتباط نزدیکی با تراز تجاری دارد. در این سناریو، تراز تجاری یک کشور با شرکای تجاری آن مقایسه می‌شود که منعکس کننده تمام مبادلات بین کشورها برای کالاها، خدمات، بهره و سود سهام است. اگر کسری حساب جاری یک کشور بیشتر از شریک تجاری‌ آن باشد، این می‌تواند ارز کشور را نسبت به واحد پول شریک تجاری آن ضعیف کند. به این ترتیب، کشورهایی که کسری حساب جاری ندارند یا مقدار آن کم است، نسبت به کشورهایی که دارای کسری حساب جاری هستند، ارزهای قوی‌تری دارند.

 8. میزان اعتماد معامله‌گران

 گاهی اوقات، قیمت ارزها تحت تأثیر اعتماد (یا عدم اعتماد) معامله‌گران قرار می‌گیرند. تغییرات قیمت ارز معمولا ناشی از حدس و گمان غیرمنطقی، ناگهانی و کوتاه مدت معامله‌گران است. به عنوان مثال، ممکن است معامله‌گران یک ارز را بر اساس نتیجه انتخابات با ارزش کمتری معامله کنند، به خصوص اگر نتیجه برای تجارت یا رشد اقتصادی نامطلوب تلقی شود.  در موارد دیگر، معامله‌گران ممکن است به دلیل اخبار اقتصادی، نسبت به یک ارز خوش‌بینانه عمل کنند، که ممکن است باعث افزایش قیمت ارز شود، حتی اگر خود اخبار اقتصادی به ارز کشور ربطی نداشته باشد.

 9. مداخله دولت

 دولت‌ها مجموعه‌ای از ابزارها را در اختیار دارند که از طریق آنها می‌توانند نرخ ارز محلی خود را دستکاری کنند. در درجه اول، بانک‌های مرکزی به تعدیل نرخ‌های بهره، خرید ارز خارجی، تغییر نرخ‌های وام‌دهی، چاپ پول و استفاده از ابزارهای دیگر برای تعدیل نرخ ارز معروف هستند. هدف اصلی این کار، ایجاد شرایط اقتصادی مطلوب، ثبات نرخ ارز و مشاغل بیشتر است.

خط پایانی

 جدا از عواملی مانند نرخ بهره و تورم، نرخ ارز یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده سطح نسبی سلامت اقتصادی یک کشور است.  نرخ ارز نقشی حیاتی در سطح تجارت یک کشور ایفا می‌کند که برای اکثر اقتصادهای بازار آزاد در جهان حیاتی است. به همین دلیل، دستکاری نرخ ارز از جمله اقدامات اقتصادی مورد توجه، توسط دولت است نرخ ارز در مقیاس کوچکتر نیز اهمیت دارد، به عنوان مثال بر بازده پرتفوی سرمایه‌گذار تأثیر می‌گذارند. 

 ارزش بالاتر ارز باعث می‌شود واردات برای کشور ارزان‌تر و صادرات سودآورتر شود. کاهش ارزش ارز کشور به معنای واردات گرانتر و صادرات کمتر است. 

 همچنین کاهش نرخ ارز آشکارا قدرت خرید را کاهش می‌دهد.  ‌

نرخ ارز توسط عوامل پیچیده متعددی تعیین می‌شود که حتی باتجربه‌ترین اقتصاددانان را دچار سردرگمی می‌کند.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.