چاپ پول باعث ایجاد یک حس عصبی در بین اقتصاددانان و عموم مردم می‌شود.

 اگر یک دولت پول بیشتری چاپ کند، ارزش پول را کاهش می‌دهد و این امر باعث تورم می‌شود. دولت‌ها اغلب زمانی که نمی‌توانند وام‌های خود را با فروش اوراق قرضه تامین مالی کنند، به چاپ پول متوسل می‌شوند که تورم شدید ناشی از آن می‌تواند برای اقتصاد کشور بسیار مضر باشد.

 چاپ پول و تسهیلات کمی

 علیرغم تهدید تورم، دولت‌های ژاپن، ایالات متحده و اکنون بریتانیا برای مقابله با رکودهای عمیق اقتصادی به تسهیل کمی (شکلی از چاپ پول) متوسل شده‌اند.

 در یک رکود بسیار جدی، تقاضا به حدی کاهش می‌یابد که می‌توان بدون ایجاد فشار تورمی، حجم پول را افزایش داد. سرعت گردش پول در رکود کاهش می‌یابد، بنابراین ممکن است نیاز به افزایش عرضه پول داشته باشیم تا از کاهش بیش از حد تورم جلوگیری کنیم بنابراین چاپ پول که باعث تورم می‌شود گزینه خوبی است. اما در دوره‌هایی که تخریب اعتبار باعث کاهش سرعت گردش پول شده، چاپ پول لزوماً افزایش تورم را به همراه ندارد.

تسهیل کمی چگونه کار می‌کند؟

 اشکال مختلفی از تسهیل کمی وجود دارد که چاپ پول یکی از آن‌ها است:

  1. بانک مرکزی با ایجاد پول ذخایر خود را افزایش می‌دهد. اساساً، بانک فقط تصمیم می‌گیرد ذخایر نقدی خود را مثلاً 50 میلیارد پوند افزایش دهد.
  2. با این پول نقد اضافی، بانک مرکزی طیف وسیعی از دارایی‌های دولتی و دارایی‌های بخش خصوصی مانند اوراق قرضه شرکتی را خریداری خواهد کرد.
  3. بانک‌های خصوصی دارایی‌های خود را به بانک مرکزی می‌فروشند و با این کار ذخایر نقدی خود را افزایش می‌دهند. با این ذخایر نقدی، بانک‌ها تمایل بیشتری به وام دادن پیدا می‌کنند.
  4. بانک مرکزی با خرید اوراق قرضه دولتی، ارزش اوراق را افزایش می‌دهد و نرخ بهره بلندمدت را پایین می‌آورد. این کاهش نرخ بهره بلندمدت نیز اثر تورمی دارد.

 آیا تسهیل کمی فایده‌ای هم دارد؟

 برخی می‌گویند دوره رکود تورمی ژاپن بدون تسهیل کمی بدتر می‌شد.  اما درمورد ایالات متحده و بریتانیا هنوز نمی‌توانیم تصمیم بگیریم.

 تسهیل کمی ریسک دارد. یک موضوع این است که آیا بانک مرکزی می‌تواند مازاد نقدینگی را در زمانی که اقتصاد بهبود یابد حذف کند؟

چرا با اینکه چاپ پول منجر به ایجاد تورم می‌شود، دولت‌ها این کار را انجام می‌دهند؟

 کاهش شدید تورم بسیار بدتر از تورم است. تورم منفی می‌تواند یک رکود اقتصادی جزئی را به یک رکود طولانی مدت تبدیل کند. تورم منفی برای اقتصاد بسیار مضر است زیرا باعث کاهش هزینه‌ها و افزایش بار بدهی می‌شود.

 چاپ پول و تاثیر آن بر نرخ ارز

 اگر کشوری پول چاپ کند، تورم ایجاد می‌شود و ارزش پول کاهش می‌یابد. به همین ترتیب تورم ارزش اوراق بهادار داخلی را کاهش می‌دهد و منجر به خروج سرمایه‌گذاران بین المللی می‌شود.

 فرض کنید تورم در آلمان 100% و تورم در انگلستان 0% باشد.

 این بدان معناست که قیمت‌های آلمان در مقایسه با بریتانیا دو برابر شده است.

 برای خرید همان مقدار کالا به دو برابر ارز آلمان نیاز دارید.

 بنابراین قدرت خرید با پول آلمان کاهش می‌یابد، و نرخ مبادله ارز آلمان با پول انگلیس سر به فلک می‌کشد.

مشکل چاپ پول

 چاپ پول بازده اقتصادی را افزایش نمی‌دهد، بلکه فقط مقدار گردش پول نقد در اقتصاد را افزایش می‌دهد. اگر پول بیشتری چاپ شود، مصرف‌کنندگان می‌توانند کالاهای بیشتری را تقاضا کنند، اما اگر مقدار کالاهای افزایش نیابد و به همان میزان قبلی باقی بماند، ارائه دهندگان قیمت کالا خود را افزایش می‌دهند. در این صورت، چاپ پول فقط باعث تورم می‌شود.

 چگونه چاپ پول باعث تورم می‌شود (مثال)

  • فرض کنید در زمانی که عرضه پول 10 میلیون دلار است، یک اقتصاد 10 میلیون دلار کالا تولید کند. به عنوان مثال،  1 میلیون کتاب هر کدام 10 دلار. 
  • اگر دولت حجم پول را دو برابر کند، باز هم یک میلیون کتاب داریم، اما مردم پول بیشتری دارند، بنابراین تقاضا برای کتاب افزایش می‌یابد و در پاسخ به تقاضای بیشتر، ارائه دهنده قیمت‌ کتاب‌ها را افزایش می‌دهد.
  • در محتمل‌ترین سناریو اگر حجم پول دو برابر شود، یک میلیون کتاب به قیمت 20 دلار فروخته می‌شود. در این حالت ارزش اقتصاد به جای 10 میلیون دلار 20 میلیون دلار خواهد بود اما تعداد کالاها یکسان می‌ماند.
  • می‌توان گفت که افزایش تولید ناخالص داخلی یک توهم پولی می‌باشد، درست است که شما پول بیشتری دارید، اما اگر همه چیز گران‌تر باشد، وضعیت شما بهتر نمی‌شود.
  • در یک مثال ساده دیدید که چاپ پول قیمت کالاها و درآمد اسمی را افزایش می‌دهد، اما مقدار کالاها را تغییر نمی‌دهد.
  • دو برابر شدن عرضه پول، در حالی که تولید ثابت بماند، منجر به دو برابر شدن قیمت و نرخ تورم 100 درصدی می‌شود.

افزایش عرضه پول و رشد تولید

 در این حالت تعداد کالاها 20 درصد بیشتر می‌شود و عرضه پول نیز 20 درصد افزایش می‌یابد. در این صورت 20 درصد پول بیشتر و 20 درصد کالا بیشتر داریم. بنابراین قیمت‌ها ثابت می‌ماند و نرخ تورم 0 درصد است.

 اما اگر عرضه پول سریعتر از تولید افزایش یابد، منجر به تورم خواهد شد.

چاپ پول و بدهی ملی

 دولت‌ها با فروش اوراق قرضه دولتی به بخش خصوصی وام می‌گیرند.  اوراق قرضه نوعی پس انداز می‌باشد. مردم اوراق قرضه دولتی را می‌خرند زیرا تصور می‌کنند یک سرمایه‌گذاری مطمئن است.

  • اگر دولت‌ها برای پرداخت بدهی ملی پول چاپ کنند، تورم ممکن است افزایش یابد. این افزایش تورم باعث کاهش ارزش اوراق می‌شود.
  • اگر تورم افزایش یابد، مردم تمایلی به نگهداری اوراق نخواهند داشت زیرا ارزش آن در حال کاهش است. بنابراین، دولت در فروش اوراق قرضه برای تامین مالی بدهی ملی خود با مشکل مواجه خواهد شد و باید برای جذب سرمایه‌گذاران، نرخ‌های بهره بالاتری بپردازد.
  • اگر دولت بیش از حد پول چاپ کند و تورم از کنترل خارج شود، سرمایه گذاران به دولت اعتماد نخواهند کرد و برای دولت وام گرفتن مشکل خواهد بود.
  • بنابراین، چاپ پول می‌تواند بیش از آنکه مشکلات را حل کند، مسائل جدیدی ایجاد کند.

مثال واقعی از عرضه پول و تورم

 در شرایط رکود اقتصادی و تورم منفی، می‌توان حجم پول را بدون ایجاد تورم افزایش داد.

 زیرا در این شرایط عرضه پول نه تنها به پایه پولی بلکه به سرعت گردش و تمایل بانک‌ها به وام دادن نیز بستگی دارد. به عنوان مثال، اگر معاملات (سرعت گردش پول) به شدت کاهش یابد، ممکن است برای جلوگیری از کاهش تورم، چاپ پول لازم باشد.

 در تله نقدینگی 2008-2012، فدرال رزرو به تسهیل کمی (افزایش پایه پولی) روی آورد، اما این اقدام تأثیر بسیار کمی بر تورم داشت، زیرا با این که بانک‌ها شاهد افزایش ذخایر خود بودند، اما تمایلی به افزایش وام‌دهی نداشتند.

 اما اگر بانک مرکزی در یک دوره عادی فعالیت اقتصادی، به دنبال تسهیل کمی (افزایش عرضه پول) باشد، تورم ایجاد می‌شود. در سال 2020، آمریکا تسهیل کمی انجام داد و یک سال بعد، تورم ایالات متحده افزایش یافت. البته ناگفته نماند در این افزایش تورم بالا رفتن قیمت نفت نیز تاثیر قابل توجهی داشت.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *